اولین پادشاه زن در ایران باستان
تاریخچه فمنیسم در دنیا به بیش از ۱۵۰ سال نمی رسد، اما «پوران دخت»، پادشاه ایرانی دوره ساسانی ۱۴۰۰ سال پیش اولین سخن «فمنیستی» ایرانی را بیان کرد: "پادشاه چه زن
باشد چه مرد باید سرزمینش را نگاه دارد و با عدل و انصاف رفتار کند."
پوران دخت به معنای دختری با چهره گلگون، نخستین
زن ایرانی است که به مقام سلطنت رسید. دوران سلطنت او مصادف بود با اواخر خلافت ابوبکر
و اوایل خلافت عمر. پدرش خسرو پرویز پادشاه ایرانی بود و مادرش زنی اهل ارمنستان و مسیحی
بود به نام «شیرین» که نفوذ زیادی بر او داشت.
می گویند او احتمالا از آن رو بر تخت شاهی نشست
که پس از کشته شدن همه برادرانش، همراه با خواهرش«آذرمیدخت» یگانه وارثان سلطنت محسوب می شدند. از این رو، او
سی امین پادشاه ساسانیان شد و بدین ترتیب بخشی از تاریخ ایران را به گونه ای رقم زد
که نخستین زن پادشاه در ایران زمین
نام گیرد.
«پوراندخت» 39 یا 40 ساله بود که تاج شاهنشاهی را
بر سر نهاد. می گویند «پوراندخت» قدی بلند داشت و زنی خوش رو بوده است. به جز آنچه
در تاریخ بلعمی و طبری از او نقل کرده اند این زن را بیشتر از روی سکه هایی که ضرب
کرد
می شناسند.
سهم نخستین زن پادشاه در ایران، حدود 16 ماه حکمرانی
بود اما او در همین اندک ماه هایی که، سلسله خاندانش رو به افول نهاده بود، چنان کرد
که مورخان اسلام هم در وصفش گفته اند: «از بار سنگین مالیات هایی که بر دوش مردم بود
کاست.» در کتب مختلف او را زنی عاقل، عادل
و نیکو سیرت آورده اند که چون شاه شد در میان رعایا عدل را گسترش داد.
پوران دخت با تمام
آشفتگی ها و طرز فکرهایی که درباره زنان در آن زمان رواج داشت تصمیم گرفت تا اوضاع
کشور را سر و سامان دهد. نخست یک سال مالیات را بر مردم بخشید. با “هراکلیوس”، قیصر
رم معاهده صلحی امضا کرد.
برگرداندن صلیب مقدس حضرت عیسی به اورشلیم یکی دیگر
از اقدامات مهم او بود. به افتخار بازگرداندن این صلیب در اورشلیم جشن باشکوهی گرفته
شد.
سیاست خارجی را آرامش بخشید
تصمیمی که نخستین زن پادشاه در ایران برای آرم کردن
اوضاع در امور خارجی گرفت، اعلام صلح به رومیان بود. در واقع او با امضای پیمان صلح
با رومیان، برای آرام کردن اوضاع داخلی زمان خرید.
" پوراندخت" که می دانست رومیان و مسیحیان
به دلیل حمله پدرش به اورشلیم و بیت المقدس و تاراج کلیساهای آنها، خشمگین و دلخورند،
برای تحکیم پیمان صلح، تصمیم گرفت کاری کند که مسیحیان تحت تاثیر آن قرار بگیرند. به همین دلیل دستور
داد تا کاروانی فراهم شده و سفیری از جانب او رهسپار دربار امپراتور روم شود. او دستور
داد تا صلیب مقدسی را که توسط پدرش به غنیمت گرفته شده بود را به آنها بازگردانند.
زنی که عدالت را بازگرداند
او دستور داد تا سکه هایی به نام او ضرب کنند و
از نظر اقتصادی ثروتی را بین بزرگان پخش کرد تا آنها را همراه خود کند و دستوری داد
تا مردم نیز به آرامش نزدیک شوند. او درباریان و مردم را فراخواد و خطاب به آنها گفت: «نیت خیر دارم و به
عدالت فرمان می دهم.»
او نامه هایی به همه حاکمان محلی نوشت و به آنها
دستور داد که بقایای خراجی که از زمانپدرش برعهده مرده مانده بخشوده شوند. همین دستور،
در روزهایی که همه خبرهای ناخوش می شنیدند کافی بود تا مردم را به قضاوت درباره او
وادارد، چنان که بگویند این زن اهل عدل و داد است.
سپس «پوراندخت» نامه های دیگری نوشت و آنها را این
بار برای فرماندهانی که در نقاط مختلف مستقر شده بودند فرستاد. او خطاب به فرماندهان
نشوته بود: «این پادشاهی را نه به کشتن و قتل دیگران می توان نگاه داشت و نه با سپاه
و قدرت لشگریان، تنها با عدل و داد است که می توان به اداره امور پرداخت و با انصاف،
آن را پایدار کرد.
پادشاه دادگر می تواند ملک را محافظت کرده و نگاه
دارد و فرقی میان زن یا مرد بودن او نیست، پس امید دارم از من چنان عدالت و دادگستری
و انصافت ببینید که هیچ کس تاکنون
ندیده باشد.
همچنین بودجه ای برای ساماندهی و بهسازی پل های
شاهنشاهی اختصاص داد و دستور داد تا با کشاورزان به خوبی و نیکی رفتار کنند تا آنها
در آرامش به کار خود مشغول شده و تولید رونقی دوباره بگیرد.
هنوز نتوانسته بود ثمره آثار تصمیماتی که برای ایران
گرفته بود را بچیند که احوالش ناخوش شد. در دوران آشفتگی دربار ساسانی او تنها حاکمی
بود که به مرگ طبیعی درگذشت. زمان حکومت او یک سال و چهار ماه بود. وی زمانی که سپاهی
برای جنگ با اعراب فرستاد در مداین بیمار شد و در همانجا درگذشت. بسیاری معتقدند که
اگر پوران دخت زمان دیگری به حکومت می رسید کفایت و لیاقت بیشتری از خود نشان می داد. گویی روزگارش چنان سریع به آخر رسیده که مورخان از ثبت آن بازمانده اند.
با این حال، همان اندک ماه هایی که او بر تخت شاهی نشسته را دوره تحکیم قدرت سلطنت
و بازسازی شاهنشاهی ذکر کرده اند.
محمد باقر وثوقی، استاد تاریخ باستان دانشگاه تهران درباره پوران دخت می گوید: «بر خلاف دوره حکومت هخامنشیان که جنسیت اهمیت زیادی نداشت، دوره حکومت ساسانیان دوره تفوق و برتری مرد بر زن بود. در دوران هخامنشیان، سرپرست کارگاه های تخت جمشید، بیشتر زن بودند. عده ای از زنان دو برابر مردان حقوق می گرفتند. این زنان، مهندسان و طراحانی بودند که بهترین و زیباترین هنرها را در تخت جمشید آفریدند. حتی زنان در این دوره جیره زایمان می گرفتند. دوره ساسانی کاملا متفاوت از دوره هخامنشیان بود. در امپراطوری ساسانی، زن شخصیت حقوقی نداشت و فرد محسوب نمی شد.
زن از هر نظر تحت سرپرستی «کتک ختای» یا کدخدای خانواده بود. در چنین شرایطی پوران
دخت در تیسفون تاج بر سر گذاشت و بدون توجه به جنسیت خود، قدرت را بار دیگر به خاندان
از هم پاشیده ساسانی بازگرداند.

No comments:
Post a Comment