Wednesday, October 29, 2014

به مناسبت روز دانشجو: آیا جنبش دانشجویی زنده است؟





تقریبا ۶ دهه از کشته شدن سه دانشجو در تظاهرات اعتراضی دانشجويان در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ می‌گذرد. تظاهرات از روز ۱۴ آذرماه سال ۱۳۳۲ در اعتراض به ورود کاردار سفارت انگلستان به تهران آغاز شد. این موضوع چهار ماه بعد از کودتای ۲۸ مردادماه اتفاق افتاد. يک روز بعد- پانزدهم آذرماه – تظاهرات به خارج از دانشگاه تهران کشيده شد. 

 روز شانزدهم آذر ۱۳۳۲ تعداد سربازان حکومتی در داخل دانشگاه افزايش يافت و درگيری‌هايی بین دانشجویان و ماموران اتفاق افتاد که در ادامه اين درگيری‌ها به کشته شدن سه دانشجو به نام ‌های مصطفی بزرگ نيا، عضو کميته مرکزی سازمان جوانان حزب توده ايران، مهدی شريعت رضوی از کادرهای سازمان جوانان حزب توده ايران و احمد قندچی از طرفداران جبهه ملی انجاميد. شانزدهم آذر از آن پس به نماد جنبش دانشجويی تبديل شد و در ايران روز دانشجو ناميده شد.
 




سئوالی که وجود دارد این است آيا جنبش دانشجويی ايران هنوز زنده است؟

در سطح جامعه خفقان ایران اسلامی، نوعی خلاء و نااميدی و ياس وجود دارد که اين موضوع حتی در بين فعالين جنبش دانشجويی رسوخ کرده است. اما فعالیت های دانشجويی در ايران نشان می‌دهد که هميشه در کنار يک جنبش بزرگ حضور داشته است و فراز و فرودش معمولا متناسب با تحولات يک جنبش بزرگ است. 


بعد از انتخابات مشکوک رياست‌جمهوری در سال ۸۸ و انتخاب شدن مجدد محمود احمدی‌نژاد٬ جنبش دانشجويی به همراه مردم ایران در اعتراض به انتخابات و وضع جامعه ایران به بيان خواسته هایشان پرداختند. ۱۶ آذر سال ۸۸ به عنوان يکی از پرشورترين و بزرگترین تظاهرات اعتراضی در تهران و شهرهای ديگر ايران برگزار شد که بر اساس گزارش کميسيون حقوق بشر از فروردين سال ۸۸ تا شهريور سال ۹۰ بيش از دو هزار مورد نقض حقوق دانشجويان رخ داده است. 

 بعد از اعتراض‌های انتخابات جنجال‌برانگيز رياست‌جمهوری در سال ۸۸، تعداد زيادی از فعالان دانشجويی و رهبران جنبش دانشجويی، بازداشت، محروم از تحصيل و تعليق شده‌اند.

مجيد توکلی٬ دانشجوی رشته کشتی‌سازی دانشگاه اميرکبير و يکی از سرشناس ترين فعالان دانشجويی در ايران است. او تا کنون سه بار بازداشت شده، سه باری که به شهادت خود او، وکلايش و فعالان دانشجويی، هر بار تحت بازداشت غير قانونی و سخت‌ترين شکنجه‌های روحی و جسمی قرار داشته است 
.
مجيد توکلی در سخنرانی که در روز شانزدهم آذر سال ۸۸ در دانشگاه اميرکبير داشت، آيت‌الله خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی را «ديکتاتور» ناميد. به دنبال اين سخنرانی نيروهای امنيتی مجيد توکلی را بازداشت کردند. از آن روز تا کنون او بدون يک روز مرخصی در بازداشت به سر می‌برد 
.
مجيد توکلی به اتهام اجتماع و تبانی عليه نظام، تبليغ عليه نظام ، توهين به رهبری و توهين به رياست‌جمهوری به هشت سال حبس تعزيزی، پنج سال محروميت از فعاليت سياسی و پنج سال محروميت از خروج از کشور محکوم شده است.


احسان منصوری، عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه اميرکبير در سال ۱۳۸۵ به اتهام توهين به مقدسات و توهين به رئيس‌جمهوری و دست داشتن در چاپ و توزيع نشريات دانشجويی که مقام‌های  جمهوری اسلامی آنها را حاوی توهين به مقدسات دانسته‌اند، بازداشت شد.


دفتر تحکيم وحدت در گزارشی که در اين باره برای احمد شهيد٬ گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ايران تهيه کرده٬ نوشته است که از فروردين سال ۸۸ تا شهريور ماه سال ۱۳۹۰ ، ۶۳۴ مورد بازداشت دانشجويان، ۳۹۶ مورد محروميت از تحصيل، ۲۵۴ مورد محکوميت دانشجويان در دادگاه‌ها، ۱۸۶ مورد احضار دانشجويان به کميته انضباطی، ۱۴۶ مورد احضار دانشجويان به مراجع قضايی، ۱۳۲ مورد اخراج دانشجويان، ۲۵ مورد ممنوع‌الورود کردن دانشجويان به دانشگاه‌ها و ۱۳ مورد تعطيلی نشريات دانشجويی روی داده است .

هرچند بسیاری از دانشجویان این آمار را قبول ندارند و معتقدند که تعداد دانشجویانی که به کمیته انظباتی فراخوانده شدند و برای اعتراضاتی که داشتند مجازات شدند و از تحصیل تعلیق شدند و یا اینکه به طور کلی محروم شدند، بسیار بیشتر از این بوده است.


در مراحل بعدی برای سرکوب کردن دانشجویان و مردم در جنبش ها و بیان خواسته های خود، دولت فضای عمومی دانشگاه مثل خوابگاه‌ها ، کانون‌های فرهنگی، مطبوعات دانشجويی، اردوهای تفريحی و حتی کافه‌ترياهای دانشگاه را کاملا تحت تاثير خود قرار داد و آن‌ها را تعطيل کرد. کوچکترين حرکت سياسی و حتی صنفی به احضار، احکام ، بازداشت و در سختگيرانه‌ترين شکلش به حبس‌های طولانی مدت منجر می‌شود.

هم زمان با زندانی شدن، محروم از تحصيل شدن و تعليق شدن بعضی از رهبران جنبش دانشجويی، تعداد زيادی از فعالان دانشجويی از ايران خارج شده و برای ادامه تحصيل به دانشگاه‌های خارجی پيوستند.

سرکوب فعالان دانشجويی پس از انتخابات سال ۸۸ به‌حدی بود که جنبش دانشجويی پس از آن دچار رخوت و سکون شده است. دليل اصلی سکون جنبش دانشجويی فشار دولت ايران بر دانشجويان است ماجرای محروم‌کردن دانشجويان از تحصيل داستانی است که دولت با برنامه‌ريزی از قبل از سال ۸۸ آن را آغاز کرد در واقع فعالينی که می‌توانستند در فضای دانشگاه تاثیر داشته باشند را به تدريج ازدانشگاه دور کردند تا اين انتقال تجربه صورت نگیرد.

فشار و سرکوب به‌حدی شديد است که فعاليت سياسی به هزينه‌ای که می‌تواند در پی داشته باشد٬ نمی ارزد وقتی همه تلاش‌ها به بن‌بست می رسد و يک اجتماع در حالت ياس و افسردگی فرو می‌رود، طبيعتا هيجان و اميد برای تغيير هم وجود ندارد و اين مساله خودش باعث ضعيف‌شدن جنبش‌ها، از جمله جنبش دانشجويی می‌شود. 

 ما در يک فضای ياس و سرخوردگی در ايران به‌سر می‌بريم.





جامعه دانشجویی و ایران هنوز معترض است، ولی راهی برای ابراز آن نمی‌یابد.

دانشگاه‌های ایران در روز ۱۶ آذر، روز دانشجو، شاهد تجمع دو گروه متفاوت هواداران رهبر و دولت جمهوری اسلامی ایران، و دیگری دانشجویان منتقد و مخالف دولت بود..
دانشجویان در تجمع‌هایی که در دانشگاه‌های مختلف شهر تهران، قزوین و گیلان برگزار کردند، در کنار درخواست آزادی زندانیان سیاسی، شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند .

جنبش دانشجویی همراه با سایر جنبش‌های اجتماعی یک سری مطالباتی دارد. تا زمانی که آن مطالبات هست، این اعتراضات هم کمابیش وجود دارد. 




در این بین گروه‌های حقوق بشری به شدت توصیه کردند ایران به سرکوب دانشجویان پایان دهد و آنها خواستار توقف فشارهای حکومتی بر روی دانشجویان شدند.

بنابراین سازمان عفو بین‌الملل همراه با سه سازمان حقوق بشری دیگر و شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، به مناسبت فرارسیدن روز دانشجو در ایران، در بیانیه‌ای مشترک خواستار آزادی دانشجویان زندانی و همچنین لغو هرگونه محدودیت تحصیلی شدند. 

 در این بیانیه‌ که در آذرماه در وب‌سایت «عفو بین‌الملل» منتشر شده است، این سازمان به همراه «شورای دفاع از حق تحصیل» («شورای دفاع از حق تحصیل» تشکلی است که گروهی از دانشجویان محروم از تحصیل و ستاره‌دار ایران در سال ۱۳۸۶ تشکیل داده‌اند و سازمان عدالت برای ایران نیز در سال ۱۳۸۹ با هدف شناسایی ناقضان حقوق بشر در ایران، تاسیس شده است.)، سازمان «عدالت برای ایران» و همچنین شیرین عبادی، حقوقدان ایرانی، با اشاره به حبس «ده‌ها دانشجو» در زندان‌های ایران، به این بازداشت‌ها که تنها به دلیل استفاده از «حق آزادی بیان» صورت گرفته است، اعتراض کردند .

همچنین در این بیانیه به بازداشت «اخیر» چهار دانشجو؛ نسیم سلطان بیگی (دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی)، رشید اسماعیل (عضو ادوار تحکیم وحدت)، لوا خانجانی (دانشجوی بهایی) و عباس خسروی فارسانی (دانشجوی رشته دکترا در اصفهان)، اشاره شده است.

طبق این بیانیه، نسیم سلطان بیگی، فعال حقوق زنان، روز ۲۲ مهرماه به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «تجمع و تبانی علیه امنیت ملی» به سه سال حبس و رشید اسماعیلی، دانشجوی ستاره‌دار در اصفهان، به اتهام «توهین به رهبر» به ۱۸ ماه زندان محکوم شده‌اند.

لوا خانجانی که به «تبلیغ علیه نظام»، «تجمع و تبانی علی امنیت ملی» و «اخلال در نظم عمومی» به دوسال حبس محکم شده است، روز چهارم شهریورماه برای گذراندن محکومیت خود روانه زندان شده است و عباس خسروی فارسانی به دلیل نوشتن کتاب و همچنین مطلبی انتقادی در مورد جمهوری اسلامی در وبلاگ شخصی خود، اول تیرماه بازداشت و پس از مدتی به قید وثیقه آزاد شده است.

این سازمان‌های حقوق بشری همراه با شیرین عبادی همچنین خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی زندانیانی سیاسی و عقیدتی، از جمله دانشجویان زندانی‌ای چون مجید دری، بهاره هدایت، مجید توکلی و ضیاءالدین نبوی شدند.
تهیه‌کنندگان این بیانیه در عین حال به ستاره‌دار کردن دانشجویان اعتراض کرده و بر حق تحصیل برای هر فردی، فارغ از جنسیت، باور دینی و سیاسی ‌آن‌ها تأکید کرده‌اند.

با توجه به عضویت ایران در دو میثاق بین‌المللی «حقوق مدنی و سیاسی» و «حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی»، نبود حق برابر تحصیل برای همگان و محدود کردن آزادی بیان، نقض حقوق بشر به شمار می‌رود و ما خواستار پایبندی ایران به تعهدات بین‌المللی خود هستیم.




ایران باید به جریان سرکوب علیه دانشجویان پایان دهد.


با ممانعت از تحصیل دانشجویان به خاطر جنسیت، باور یا فعالیت‌های مسالمت‌آمیز آنها، مقام‌های ایران تعهداتی که تحت قوانین بین‌المللی دارند را زیر پا گذاشته‌اند.


No comments:

Post a Comment